مصطفى بن محمد هادى خوئى

35

شرح دعاى صباح ( فارسى )

بسم اللّه الرحمن الرحيم مقدمهء مؤلّف و بعد ، چون حسب الامر قدر قدر بندگان ، كيومرث شأن ، هوشنگ با فرهنگ و هوش ، طهمورث رزم كوش ، فريدون فر ، جمشيد بخت ، منوچهر افسر ، كيكاووس تخت ، دارا دربانى كه تا كيوان از حجّاب « 1 » درگاهش نيامد ، بر سيّارگان شرف برترى نيافت ، اسكندر درايتى كه تا خطيب فلك مديح ذات او را بر زبان نراند ، قدم بر ششم پايهء منبر افلاك ننهاد ، افراسياب رزمى كه ترك فلك حلقهء غلاميّت او را به گوش هوش كشيد ، كيقباد عزمى كه منشى گردون ثناى ذات او را به قلم زرّين رقم در ورق دوم دفتر افلاك ثبت گردانيد ، روشن ضميرى كه بدر منير از رأى آفتاب ضيايش كسب نور نمايد ، جهانبان خبيرى كه سر پنجهء فكرتش عقده از كار افلاكيان گشايد ، عدالت گسترى كه تا صيت عدلش دادخواهان را صلا داده ، در آوازهء عدالت كسرى كسر افتاده و تا راعى حزمش سايس گيتى گشته ، چرخ جفا انديش بر خلاف پيش پاى از دايرهء جور بيرون نهاده ، از سطوت بأسش غزال از پستان شير شير مىخورد و صعوه « 2 » از كف باز ، طعمه باز مىستاند . از نظر عدل او به صفحهء گيتى * وز اثر بأس او به ساحت كيهان طعمه ستاند كبوتر از كف شاهين * لقمه ربايد غزال از بر سرحان « 3 »

--> ( 1 ) جمع حاجب : پرده‌دار . ( 2 ) گنجشك كوچك . ( 3 ) گرگ ، شير .